تبليغاتX
...:::دنیای بی رنگ من:::...

...:::دنیای بی رنگ من:::...

برای تازه شدن دیر نیست...

سلام

الآن تالار گفتمان وبلاگ رو تاسیس کردم

می خواستم از تو دوست عزیز در خواست کنم که توی ایت تالار عضو بشی و مطلبی رو که دوست داری توش بزاری .

امید وارم بتونم رو کمکت حساب کنم

مدیریت وبلاگ شهیاد...........

آدرس تالار گفتمان: www.lovestory470.frm.ir 

شهیاد.....

+نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت22:53توسط شهياد | |

" ميم " مادر سخن از مهر و صفا دارد و بس

" الفش " رشـته ايـــمـــان خـــدا دارد و بس

" دال " آن دايـره ســادگــي و گــمـناميست

" ر " آن صـحبـتي از رحــم و وفـا دارد و بس

تـا كـه ايـن چـشـم مــرا خـواب نـداده يـاران

بنـويسيد كــه او عــشـق جــدا  دارد و بـس

 

شهیاد......

+نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت14:15توسط شهياد | |

می دونی چرا وقتی می خوايم بريم تو رؤيا چشامونو می بنديم؟ يا وقتی می خوايم گريه کنيم؟ وقتی می خوايم فکر کنيم؟ وقتی می خوايم چهره عشقمونو تصور کنيم؟ يا وقتی می خوايم کسی روببوسيم؟... واسه خاطره اينکه قشنگترين چيزها تو دنيا قابل ديدن نيست...

 

 

شهیاد....

+نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت12:49توسط شهياد | |

توی قطره های بارون، ميشکنه بغض صدام!
ديگه غير از يه دونه پنجره هيچی نميخوام!
پشت اين پنجره ميشينمُ آواز ميخونم!
خودمُ تنها ترين آدم دنيا ميدونم!

دنبال يه چيز ميگردم که نميدونم چيه!
يه نفر تو قلبمه که من نميدونم کيه!
يه نفر که نيمه ی گمشده ی ترانه هاست!
تکيه گاه خوب گريه های تلخ ُ بی صداست!

پشت اين پنجره تنها تو غروبا ميشينم!
خودمُ گُم ميکنم اونو تو آينه ميبينم!
گاهی وقتا پا ميذاره توی رويا های من!
ميبينم که لحظه هام نابُ تماشايی شدن!
اما اين فقط يه خوابه، خواب پشت پنجره!
وقت بيداری بازم غم ميشينه تو حنجره!

دنبال يه چيز ميگردم که نميدونم چيه!
يه نفر تو قلبمه که من نميدونم کيه!
يه نفر که نيمه ی گمشده ی ترانه هاست!
تکيه گاه خوب گريه های تلخ ُ بی صداست

 

شهیاد....

+نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت11:0توسط شهياد | |